سلام دوستای عزیزم.

این روزها فکر می کنم دپرسی مصطفی روی من تاثیر گذاشته . به شدت خسته و دپرس ام .

 سرم هم درد می کنه شاید به خاطر هورمون های بارداری شاید هم هوای ابری کاشان که منو یاد شمال میندازه .. وقتی پای تلفن مادرم می گفت شمال از اون بارونا که تو دوست داری داره می باره .. یعنی بارونهای ممتد و سیل اسا که مربوط اعتدال زمستانه است ..

 وای که چقدر دلم خواست وقتی فکر می کنم که با اومدن آیدا تا ماه ها شمال نمی تونم برم بیشتر دلم می گیره.

/ 4 نظر / 20 بازدید
نیلوفر

شمال از اون بارونا که تو دوست داری داره می باره .. یعنی بارونهای ممتد و سیل اسا که مربوط اعتدال زمستانه است .. آخ که من عااااااااااشقشم ! باروووون تو شمال ! آخ چقدر دلم خواست الان [قلب][نگران] این رخوت و بی حالی مربوط به زمستونه و هرچی به سمت بهار میره کمتر میشه ... اینجور موقع ها با خوردن چیزایی که دوست دارید میتونید انرژی بگیرید [مغرور]

نم

اخییییییییییییی. آیدا خانوم شما که موقع خوبی دنیا میاد چرا نتونی تا ماهها بری شمال. ما که دخترکمون مهر دنیا اومد تا حالا چندین بار تا شمال بردیمش. تازه دخترک ما خیلی هم ناز دارن و از بخاری ماشین حالشون بد میشه فکرشو بکن تو این سرما بدون روشن کردن بخاری بری جایی. ایدا خانوم رو تو بهار و تابستون می تونی کلی ببریش شمال.

مِمُل

سلام ! چرا نتونی بری؟ میری ایشالا ![نیشخند] سخت نیست! مامان من بخاطر کارش سفر زیاد داشته! با یه نی نی! من بودما ! خخخ ! نی نی آرومی بودم ![خجالت]

النگ

حالا این اواخر بارداری یه خورده سخت هست نشین از حالا فک کن به این چیزا انشالا اوایل به دنیا اومدنش که مامانت میاد پیشت بعدشم که دست و پا گرفت شما میرین پبشش ایتهمه ملت با بچه کوچیک میرن مسافرت شدنیه نشین این فکرا رو بکن