شب جمعه آخر آبان

سلام دوستان خوبم. انگشتان دستم ورم کرده اند و خارش شدیدی دارند . اما بیشتر از انگشتانم فکرم ورم کرده است و آزارم می دهد .

برنامه خواب روزها و شبهایم به هم ریخته است . اغلب ساعت 10 بی هوش می شوم و ساعت 4 صبح بیدار و خواب از من فرار می کند تا عصر که باز هم بیهوش می شوم .

روزهایم می گذرد و جز شکم بر آمده ام که هر روز تغییر می کند وو سایز بزرگتری را اختیار می کند تغییر دیگری در زندگی من وجود ندارد و اینگونه است که می فهمم پاییز هم دارد تمام می شود وقتی آیدا با شدت تمام خود را در مقابل سرمای هوا جمع می کند می فهمم هوا سردتر شده است و داریم به زمستان نزدیک می شویم. اعتراف می کنم گاهی از بودن ایدا غرق شادمانی می شوم .و ان هم به این دلیل که یک موجودی که در من است و جزئی از من است در همه غم ها و شادی هایم حضور دارد  سعی می کند  با حرکتهایش به نوعی با من ارتباط برقرار کند و من چقدر مادر سنگ دلی هستم که هنوز به او نگفته ام که چقدر دوستش دارم .

بسیار زود رنج شده ام . مثل همیشه و یا شاید بیشتر از قبل  داشتم به صورت رسمی افسرده می شدم که  به پیشنهاد همسر شروع به کاور کردن سکه های آرشیوی ام کردم و کم کم می خواهم بقیه دوران بارداری تبدیل به کلکسیونر بشوم .

خسته ام . و این خستگی 80 درصدش برای بارداری است چون اندکی فعالیت جسمی مساوی کمردرد و دلدرد است . کلا آیدا تنبل است  زیاد تحرک را دوست ندارد . و شاید من دارم او را به این سیستم عادت می دهم .

ارتباطم با خدا این روزها کمی بهتر شده است . اما هنوز آرامش  ندارم .

 دیشب خرید درمانی کردم و روحیه ام بهتر شد و کار به جایی رسید که یادم رفت باردارم و سبد خرید را بلند کردم و یه ان کمر درد شدیدی گرفتم . من سر به هوا هستم .. گاهی فکر می کنم باید بدوم . حسرت دویدن دارم . حسرت راه رفتن های طولانی ..

حالا که مسافت کوتاهی می روم دنبال نیمکتی برای نشستن هستم و اینها را نمی نویسم که گلایه ای باشد بلکه شاکرم ..حتی برای دردها شاکرم.

در بین اسمهایی که مطالعه کرده ام پریا هم بد نیست..  اما آیدا معانی زیباتری دارد .

توکل به حضرت حق .. که هر چه دارم از اوست ..

/ 5 نظر / 6 بازدید
سحر

سلام عزیزم. ای جان به آیدا خانوم.[ماچ]

یــــــاســـــــــ

خاطره جان آیدا متوجه سرمای هوا نمیشه . اونجا جاش گرم و نرمه . ولی حتما متوجه نگرانی ها و افسردگی تو میشه .براش موزیک های ملایم بگذار . نوازشش کن و اواز بخون .تحقیقات نشون داده نوزادان بعد از تولد نسبت به اوازهایی که در دوره جنینی شنیدن ، واکنش نشون می دن . احساسات تو خیلی سریع بهش منتقل میشه . نوازشش کن و بهش بگو که چقدر دوستش داری . خیلی لذت بخشه .

نیلوفر

آیدااااا ای جان [قلب] همسر منم سکه جمع میکنه ، کشته منو ! هی تو نت باید مزایده شرکت کنم اقا سکه برنده شه ! [هیپنوتیزم][زبان]

سلین

براش لالایی بخون که بعدها وقتی بی قرار شد صدات آرومش کنه...این به خودت هم کمک میکنه