کمی تجربه اندوزی می کنیم .

امروز یه روز پر کار داشتم . رفتم خرید ابر 2 سانت  برای دور تخت آیدا خانم . که ضربه پذیری رو کم کنه در واقع دور تختی آماده توی بازار بود . به دو دلیل نخریدم یکی اینکه خیلی بی جون و حال بود و ابر نیم سانت استفاده کرده بودند و دیگه اینکه سایزش کمی کوچکتر از تخت آیداست . باید کمی پارچه هم بخرم که احتمالا رنگ یاسی خیلی ملایم خواهد بود .

یه چیزایی توی فکرم هست . ولی تا پیاده شدن فکرم خیلی طول می کشه. دیروز شوهر جان خیلی دپرس بود . نمی دونم چرا زمستان که اینقدر برای من فصل زیبایی هست چون خودم متولدش هستم برای همسر جان که متولد مرداد هست اینقدر دپرس کننده است . باور کنید اصلا دوست نداشت بره سر کار و تازه می خواست منو هم ببره برای خرید که بی خیال شد .

منم از رو نرفتم و صبر کردم تا ساعت 11 صبح بلاخره بیدار شد برای رفتن به سر کار و رفتیم بیرون . بماند که تا من به مغازه ها برسم ساعت 1 شده بود و تعطیل شده بودند . اما در کل من خریدهامو انجام دادم .

قرار بود کمی وسایل بهداشتی دخمل رو بگیرم که به جاش عطر و ادکلن برای شوشو و کرم آلوئه ورا  برای خودم گرفتم .

دو بسته پوشک هم مولفیکس گرفتم که دوستان توصیه کرده بودند . یه کمی هم صابون و شامپوی بچه و .. از این جور چیزا .. 3 دست بلوز و شلوار دخترونه سایز 1و 2 هم گرفتم صورتی و یاسی و نیلی.. البته مارک معروفی نبود ولی خوب خوشگل بود و من دوست داشتم .

خلاصه پول که تموم شد برگشتم خونه .

عصری شوهر جان گل از گلش شکفته اومد خونه . این شوهر ما هم کمی دم دمی مزاج شده .. صبح برج زهر مار بود و عصر قند نبات . نهار هم کباب گرفتیم و خوردیم و خوابید .. خوابید .. خوابید.. تا 7 عصر . پا شده می گه بریم بیرون .. دیگه مغازه ای باز نیست و از این حرفا ولی خوب دیدم نریم دوباره ممکنه دپ شه این بود که رفتیم .

نتیجه این بود که در یه حرکت انتحاری ماکروفر سولاردام ال جی گرفتیم .یک و چهارصد شد .انشالله قراره شنبه بیان نصب کنند .

البته یه دلیل خرید مصطفی فکر کنم تماس داداشش بود که باز پول می خواست برای باباش..

 من موندم این خانواده چقدر رو دارند . می گه برای بابا می خوام فلان چیزو بخرم پولشو تو بده .. تازه برادر بزرگ هم هست .نمی دونم این چه استرسیه که به جون مادر شوهر و جاری بزرگه افتاده که تا بچه نیومده مصطفی رو تا جایی که جا داره بتیغن.

رسما جلو روی آدم می گن تا بچه نیومده و مصطفی خرجش بالا نرفته فلان چیزو واسه ما بخر..

بگذریم . نرم تو فاز دلخوری ها و ناراحتی ها .. به هر حال عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد این بود که بعد تماس داداشش مصطفی یه لنگه پا می گفت بریم بخریم تا پولمو خرج  نکردم منم همچین حالی کردم . البته می گن نباید توی بارداری ازش استفاده کرد ..

من که دلم لک زده برای کیک درست کردن ..

 امشب بعد مدتها مصطفی می گفت کلمات برای بیان عمق علاقه ام به تو ناتوان اند .. و مجبورم با همین کلمات کلیشه ای بگم که چقدر دوستت دارم ..

 

/ 4 نظر / 25 بازدید
خاخور

مبارکه عزیزم.خییییلی هم عالی.ایشالا غذاهای خوشمزه برای عشقای زندگیت درست کنی عزیزم.اتفاقا خیلی به کارت میادهم سرعت آشپزیت میره بالا هم اینکه نی نی که بزرگتر شد غذاهای فانتزی براش درست میکنی.جیگرشو برم من

نیلوفر

اووه شوشو جانت مردادیه کـــــــــه ! به به ! چه پدر مهربوووونی [مغرور] مردای مرداد یکم مغرور و سر سخت هستن اما عشق شون عمیقه ! بهت تبریک میگم که یه مردادی انتخابت کرده [نیشخند][قلب] راستش منم زمستون همش دوست دارم خونه باشم یا تفریح کنم ! حس کار کردن اصلا نیست [زبان] دم دمی مزاج ؟صبح برج زهر مار بود و عصر قند نبات ! این که از خصوصیات بارز ماست ! هنوز عادت نکردی واقعا ؟! [قهقهه] مبارکه ! پول دست مردادی نمی مونه ! [نیشخند] اینو که گفته بدون وااااااااااااااقعا و از ته دل دوستت داره ! عزیزم [ماچ]

النگ

به مبارکه به سلامتی ازش استفاده کنی درکل زمان استفاده ازش باید فاصله بگیری حالا چه باردار باشی چه نباشی ولی درکل وسیله به درد بخوریه انشاالا ایدا اومد سرت شلوغ شد متوجه منظورم میشی و هی به روح مخترعش صلواتت میفرستی[نیشخند]

ممل

سلام عزیزم اتفاقا ضررش از اجاق گاز کمتره. فقط تا وقتی بوق هاشو کامل نزده و تموم نشده درشو بازنکن. وگرنه که خطر گرمای آتش اجاق گاز بیشتره.و اتفاقا سرطان زایی بالایی هم داره همون گرمای شعله ی اجاق گاز. راستی پشم شیشه خطر داره واسه بچه.همون ابر و پنبه بهتره.پر پرنده هم حساسیت زاست. اما خب پشم شیشه هم شنوایی رو کم میکنه هم تنفسش سرطان زاست. الیاف مصنوعی هم اصلا نگیر.اگه لباس نخی یا پنبه ای به درد نخور دارید بده پنبه زن ها میزننش و ریش ریش و حجیم میشه اونم خوبه. مراقب خودت باش.[ماچ][قلب][گل]