سلامی دوباره

دوستان عزیزم نزدیک  3 هفته است که پدر همسرم در مسیر خانه تصادف کرده و توی کماست.

 راننده پسر جوان 18 ساله ای که پشت زانتیای پدرش نشسته و گاز را گرفته که کجا برود ؟

سه بار عمل مغز انجام شده هر کدام به مدت 9-10 ساعت و هنوز که هنوز است سطح هوشیاری ایشون بالاتر از 4 نیامده

 ما که این روزها زندگی نکرده ایم .. همسرم به شدت داغون شده مصرف سیگارش به روزی یک جعبه رسیده. فشار خانواده همسر روی مصطفی است . همه جوره.. هر شب مصطفی برای ماساژ پدر می ره بیمارستان تا بلکه به هوش بیاد .

در واقع نوعی فیزیو تراپی

اما دریغ از ذره ای تغییر

وضع زندگی من به معنی کامل کلمه داغونه

 روزها به شدت درگیر آیدا هستم و شبها نیز ..کسی نیست لحظه ای ایدا رو نگه داره من کمی استراحت کنم

همسرم عصر ساعت6-7 از سر کار میاد و بعدش ناهار و خواب و 8-9 هم میره برای پدرش و 11-12 شب می اد.

مجبورم تا 2-3 بیدار باشم تا هم همدیگر رو ببینیم و هم در تایمی که آیدا خوابه یه ذره از کتابم رو کار کنم

 راستی بهتون گفتم دارم کتاب می نویسم الان چند هفته ای هست جدی شروع کردم انشالله خدا کمک کنه

آیدا 6 ماهگی رو هم الحمدلله پشت سر گذاشت . شدیدا وروجک شده خیلی هم شیطنت می کنه عاشق هر وسیله برقی ای هست که سیمش در دسترسش باشه .

/ 3 نظر / 28 بازدید
اعظم سادات

سلام خانمی وای چقدر بد خیلی خیلی سخته می فهمم چی میگی درکت می کنم مثل همون موقع که پدر شوهرم شش ماه بستری بود تحمل کن اما همسرت چرا سیگار می کشه بهش بگو برای بچه بد هست شاید اروم اروم بزاره کنار ازم متاسفم خدا بهت صبر وتحمل بده از اینکه کتاب می نویسی خیلی خوشحال شدم همچنان به نوشتن ادامه یده هیچ چیزی نباید جلوی کارهات رو بگیره موفق باشی خانمی

دختری از جنس دریا

سلام عزیزم. خیلی ناراحت شدم.انشااالله خدا پدرشوهرت را شفا بده و به زودی از کما در بیاد و حالش خوب بشه اینکه داری کتاب می نویسی علارغم مشغله هایی که داری خیلی خوبه. امیدوارم موفق باشی آیدا کوچولو هم ببوس[ماچ]

نیلوفر

وای عزیز دلم کلی ناراحت شدم. انشالا که سریعتر بهبود پیدا کنن و مشکلات شما هم کم بشه. روزهای سختی رو پشت سر می ذارین. پدر خیلی عزیزه برای کتابت هم مطمئنم که موفق می شی. فقط موضعش چی هست؟