سلام دوستای گلم . خوبید ؟خوشید ؟

امروز هورمونهام منو سر حال کرده .. می بینید تو رو خدا یه روز بی دلیل ناراحتم و خدا رو شکر گوش شیطون کر .. امروز بی دلیل خوشحالم .

خدا رو شکر ...

 دیشب یکی از بزرگترین آرتیست های جهان به نام ویم که فامیلی اش یادم رفته .. اومده کاشون . درواقع لقب پیکاسوی زمان رو داره . اونقدر مصطفی خوشحاله که خدا می دونه ..

 دیدن ویم از نزدیک.. و صحبت کردن با او به مدت 4 ساعت حس و حال و روحیه مصطفی رو خیلی خوب کرده خدا رو شکر .

این چند روز داداشم از شمال اومده بود کاشون و من حسابی درگیر مهمون  بازی بودم . هر چند به قولی دهنم سرویس شد تا ایشون بر گشتن شمال .. اما حالا که رفته دلم براش تنگ شده.. کلا سر زده اومد و خبری نکرده بود و این شد که یکم اذیت شدم.

امروز باید کارای چرخ خیاطی ایم رو تموم کنم . چون داداشم که اومد کارام نصفه نیمه موند .

چهار تا بالش و دو تا تشک پنبه ای برای فینگیل خانوم درست کردم . انشالله خوب شده باشه.. دعا کنید برام که دخترم سالم به دنیا بیاد .. خیلی از آخرش می ترسم . یه جورایی از الان استرسشو دارم .

این روزا فقط دلم می خواد بخوابم . دیروز داداشم رفت گیلان و من از ساعت 9 صبح تا 1 ظهر و از 2 تا 6 عصر خواب بودم . با اینکه دیشب هم حسابی خوابیده بودم . وای من خوابم گرفت برم لالا

 امروز فکر کنم از ناهار خبری نیست

 

/ 4 نظر / 23 بازدید
نیلوفر2

انشالا همیشه شاد باشی.[قلب] بچه هم انشالا سالم به دنیا میاد. مراقب خودت باش و به خودت فشار و استرس وارد نکن.[ماچ]

مَری

پس مهمون داشتی که نبودی؟ خوب به سلامتی دلتنگ داداش نباشی زود وسایل ایدا خانومو جمع و جور کن نشونمون بده خیلی دوست دارم ببینم کلا سیسمونی خیلی باحاله لذت داره دیدنش

مَری

راستی تاریخ زایمانت کیه به سلامتی؟

نیلوفر

دعا کنید برام که دخترم سالم به دنیا بیاد .. خیلی از آخرش می ترسم . یه جورایی از الان استرسشو دارم . نگران نبااااش مطمئنم زایمان راحتی داری [قلب]