یک شب پاییزی دیگر..

یه شب سرد پاییزی وقتی به شوفاژ تکیه دادی و پشتت گرم شده و دلت به یاد حرفای امروز ظهر همسرت گرم .. دنیا بسیار زیباتر می شه..

چند وقت پیش همسرم یه آینه قلمکاری شده مسوار خرید .خیلی کثیف و سیاه بود . دایره ای و دو تا شمعدون زیبای نحیف داشت..

من از همون اول که توی بازار اصفهان بهم گفت یا بریم گوشواره برات بخرم یا این آینه .. چون چشم آینه رو گرفته بود ..و هی دور می زدیم و بر می گشتیم سر خونه اول یعنی مغازه ای که این آینه رو توش دیده بودیم . گفتم آینه رو می خوام . گوشوار به چه کارم میاد

حالا جالب اینه که ما برای آینه شمعدون ازدواجمون یه آینه شمعدون قلمکاری شده آنتیک و بسیار زیبا سال قبل خریده بودیم . ولی اون به سلیقه مصطفی بود و این به سلیقه من .

 خلاصه خریدیم و امروز من با وجود شکم برآمده و به قولی سنگینم نشستم به تمیز کردن آینه نوک انگشتان دستم خیلی پوست پوست شده و تاول زده . چون تمیز کردن قلمکاری مشبک خیلی سخته ولی همت من و آرمان ذهنی ام باعث شد با جون و دل تمیزش کنم . صبح تا ظهر طول کشید .

اما بسیار بسیار زیبا شد . در واقع تازه رنگ مسی اش مشخص شد . یکدست و تمیز. و منم سریع دو تا شمع توی شمعدونش گذاشتم و عکس گرفتم برای همسری توی وایبر فرستادم . همسرم در محل کار دید و باورش نمی شد اینقدر تمیزش کرده باشم.

 امروز روزی بود که همسر حقوق گرفته بود و در راه برگشت به خانه با یک مینی فرز انگشتی مخصوص تمیز کردن اشیاء ریز برگشت خونه و اون هم هدیه ای برای من بود .

البته من زحمتمو کشیده بودم و آینه تمیز شده بود ولی خب محبت آآقای همسر ستودنی بود . هر چند خیلی از وسایلش به کارم نمی آد مخصوص فرز کاری روی چوب یا شیشه است و برش احجام ولی جالب بود .

 

خب شاید هر زن دیگه ای بود شاکی می شد که 150 تومن برای چی برای یه دستگاه کم کاربرد برای خونه داده .. اما من که طرز تفکر و دیدگاه همسرمو می دونم و می دونم به چه ذوقی اینو خریده فقط تشکر کردم و سعی کردم با مهربونی بهش بگم که خیلی از هدیه اش خوشم اومده .

دیگه اینکه امروز اولین لگد های آیدا رو دریافت کردم سه چهار تا لگد پشت سر هم . خیلی بامزه بود. اصلا هم دردناک نبود..

هنوز براش چیزی نخریدیم. برای من و مصطفی جنس ایرانی و خارجی هیچ فرقی نداره مگر اینه مستقیما با سلامتی فرزندمون در ارتباط باشه مثلا پوشک یا لباسی که مستقیما با تنش در ارتباط باشه حتما بهترین جنس رو می گیریم..

الحمدلله نگرانی هام خیلی کمتر شده و جمعه که منزل پدری همسر بودیم برخورد ها خوب بود در مورد جنسیت کسی حرفی نزد و حتی تبریک هم نگفت و فقط خواهر کوچیکه همسرم آتیش سوزوند که منم بعد سالها با یه اس ام اس که عزیزم دستت درد نکنه فقط مونده بود شما اینو بگی ابراز ناراحتی کردم و اونم در جواب سعی کرد ماس مالی کنه ولی خب به عنوان یه مادر باید بتونم از حقوقم دفاع کنم و اجازه ندم هر کسی از راه رسید به من یا همسرم یا بچه مون توهینی بکنه .

هر چند می دونم که تذکر دادن به خانواده همسرم در مورد مودب بودن و احترام گذاشتن مصداق این عبارت است که نرود میخ آهنی در سنگ

راستی امروز بعد تمیز کاری آینه دوش گرفتم و بعد از مدتها کمی آرایش ملایم کردم و لباسهایی که چند روز پیش خریده بودم رو پوشیدم  و همسری که خونه اومد سورپرایز شد و همش می گفت داف شدی جیگر.. و کلی خندیدیم . روحیه ام خیلی بهتر شد . اصلا آرایش کردن خوبه . به نظر من برای دل خودتون همیشه آرایش کنید و شاد باشید . من که4 ماه بود دست به لوازم آرایشی نزده بودم. بس که دپ بودم ولی خدا رو شکر طلسم شکست

خدا رو شاکرم که روزهای بسیار زیبای پاییزی رو می گذرونم و اسفند معهود منتظر ماست . خدایا انشالله به سلامتی این دوره طی شود تا آیدای عزیزم رو در آغوش بگیرم

/ 11 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یــــــاســـــــــ

خاطره جان این پستت یه انرژی خاصی داشت . شاید به دلیل تکون های آیدا باشه . ابراز وجود کردنش .خیلی برات خوشحالم که احساس خوبی داری . باهات موافقم ارایش کردن ، خریدهای هر چند کوچک به خانم ها حس خوبی میده . البته من یه کم بیشتر پیشرفت کردم [شیطان]

یــــــاســـــــــ

در مورد رفتار اطرافیان ، به نظرم واکنش شما و همسرت خیلی مهمه .همسرت هم باید مقابل خانواده اش عشقش به تو و فرزندت رو نشون بده . اینطوری کسی نمی تونه حرفی بزنه و عکس العمل بدی نشون بده . خیلی هم باید خوشحال باشن .خدا به هر کسی این نعمت رو نمیده [قلب]

بی صدا

عکس آیینه را هم بگذار ببینیم :)

اعظم سادات

سلام خانمي واي كه چقدر عاشق لگداي بچه هستم بهترين حس هست كه فقط مادرا درك مي كنن ان شاالله خدا به همه ي زنها اين حس رو هديه كنه دست آقاي همسر درد نكنه چه چيز خوبي برخوردتم با خواهر شوهر خوب بود وقتي كم كم به آرامش جوابشون رو بدي واز خودت وخونوادت دفاع كني آروم اروم ياد مي گيرن حرفي نزنن تا ناراحت نشي خوش باشي[قلب]

النگ

ایول اینه خاطیه من ! اینه پستای خاطی جون ِ من!! این خودتی! این پستت بوی ِ خوبی میداد ... پر از انرژی بود همیشه همینجوری خوب باش عزیزم [ماچ] این دستگاهه جالب بودا من اصلا نمیدونستم همچین چیزی وجود داره ! بوخودا![خنثی] باز یه چی جدید ازت یادگرفته بیدم ![نیشخند] [نیشخند] راستی!! مگه خاهر شوهر اقوامه ![زبان]

نیلوفر

وا ! مثلا چی میگن ؟!!! چه بی فرهنگ ! الان که دیگه دختر و پسر نداره ! من جات باشم اصلا تئجه نمیکنم ! دیگه اینجور مسائل پیش اومد خودتو به نشنیدن بزن باور کن خوب جواب میده ! وقتی بی محلی کنی دیگه تکرار نمیکنن چون میبینن فایده ای نداره ! دست همسرت درد نکنه ، مردا کم پیش میاد به این جزئیات اهمیت بدن ! امیدوارم همیشه همینجوری خوب باشید ... خدا رو همیشه شاکر باش برای نعمتی که بهت داده ! نعمتی که حسرت زندگی خیلی هاست ! [گل]

دختری از جنس دریا

سلام عزیزم. تبریک میگم اولین لگدهای آیدا جونو [قلب] خوشحالم که حس و حالت خوبه...انشاالله که همیشه شاد باشی مامان خاطره.... مخصوصا حالا بخاطر آیدا کوچولو هم که شده نباید بخاطر حرفهای بی ارزش خودتو اذیت کنی و ناراحت بشی[ماچ][ماچ][گل]

الهام

[قلب][قلب][ماچ][ماچ][گل][گل]

دخترچه

مبارکت باشه عزیزم. [گل] خوحالم برات و آرزومه فندق کوچولوت رو صحیح و سالم ببینم توی بغلت.

ماه دخت

کاش عکسش رو می ذاشتی ببینیم ش! خاطره جان، یه دعوتنامه تو وبلاگم داری [چشمک]