اندر احوالات یک عدد خاطره با شکم قلمبه

سلام دوستان عزیزم . خوبید؟تنهایی از پس یه روز ابری پاییزی بر اومدن کار سختیه مخصوصا وقتی که نمی تونی از خونه بیرون بری و از دراز کشیدن و یا راه رفتن و یا کارهای خونه هم خسته شدی .. و امروز یکی از اون روزای سخت بود همسری هنوز خونه نیومده و با گروه دانشجویانی که از تهران با استاد قدیمی مون اومده توی بافتهای تاریخی شهر مشغوله و من توی خونه ..

خب تنها کار مفیدی که انجام دادم سبزی خورشتی ها رو خورد کردم و بسته بندی کردم . همین .

و البته استراحت و وب گردی.. توی این بین انار دون کردم که جاتون خالی انار بسیار خوشمزه ای بود و تا تهش رو خوردم .

الانم توی اتاق آیدا که البته اتاق کار فعلی ماست و پر از خرت و پرت و وسیله است نشستم و دارم فکر می کنم کی این اتاق رو مرتب خواهیم کرد ؟کی شبیه اتاق یه بچه می شه؟

از این حرفا که بگذریم حس می کنم حس و حال وبلاگ نویسی توی دوستان خیلی کم شده . اغلب یا نمی نویسید یا بسیار کم می نویسید . فقط دخترچه عزیز ، النگ عزیز  و ماهدخت عزیز هستند که می نویسند.. باز هم خدا رو شکر

این روزها بیشترین مراجعه ام به این سایت است  که در مورد سکه های ایران مخصوصا دوره پهلوی مطالعه می کنم .

http://www.sekeha.com/

فینگیل من هم توی دلم خوبه . فقط اگه من با کارای خونه کمر درد نشم خیلی بهتر هم هست .

ماه دخت عزیز در مورد کتابهای مورد علاقه و خوبی که خوندم پرسیدن .

خب طبق معمول همه کسایی که به کتاب علاقه دارند شازه کوچولو.. کتاب مورد علاقه بعدی من که شاید 30-40 بار توی دوره دانشجویی خوندم جاناتان مرغ دریایی هست .

کتاب هایی که خیلی ارتباط خوبی باهاشون برقرار کردم یکی شاهنامه فردوسیه . که مباحث و نظریات معماری رو در شاهنامه بررسی کردم و می کنم . و کتابی که اخیرا زیاد می خونم خسرو و شیرین نظامی هست .

کتاب پراکنده زیاد می خونم و گاهی تا نیمه ول می کنم چون جذابیت زیادی ندارند اما به فراخور حال کتابهای سفرنامه و جغرافیای جهان اسلام رو نیز مطالعه می کنم و لذت بسیار بسیار زیادی می برم .

ماه دخت عزیزم امروز باعث شدی یاد علایق قدیمی ام کنم و امشب به جبران این چند وقت مطالعه خواهم کرد .

اما یکی از کتابهایی که در دوران بارداری مورد توجه ام واقع شده قرآن هست . من زبان عربی ام بد نیست و اغلب دوست دارم خودم ترجمه کنم . در تمام طول عمرم قران ختم نکرده بودم و اغلب به سوره هایی که علاقه مند بودم و یا در ذکر فواید و حسناتش چیزی شنیده بودم انها را می خواندم . در این دوره بارداری بعد از انکه دوران استرس و افسردگی را کمی تا حدودی پشت سر گذاشتم شروع به خواندن قرآن کردم به صورت روزانه یک حزب  نه بیشتر و نه کمتر .. با معنی .. و برداشت های شخصی ام را چاشنی اش کرده ام و آرام شده ام .. البته کمی آرام شده ام .

 آنقدر ها ادم مذهبی ای نیستم خجالت هم نمی کشم از اینکه کتاب قران را در اواخر سی سالگی می خوانم . اما به نوبه خود یکی از کتابهای جالبی است که من خوانده ام .و خواندنش را به دیگران توصیه می کنم نه به عنوان کتاب دینی و ثواب و از این حرفا ..

 به عنوان یک کتاب روایتی و داستانی که بسیار هم نکات اخلاقی جذابی دارد .

وقتی آلبوم سکه ام کامل شد یه روزی عکسشو توی وبلاگم میزارم .

 دستاورد دوران بارداری کلکسیون قدیمی ای است که برای ایدا به یادگار می گذارم .

 انشالله خداوند توفیق، همت و سلامتی بدهد که تا اخر دوام بیاورم و فرزند سالم و صالحی را به دنیا هدیه دهم .

 

 

/ 5 نظر / 6 بازدید
پرشکوه

سلام عزیزم انشاالله همونطوری که گفتی فرزند سالم و صالحی به دنیا بیاری چه خوب که کتاب می دونی درباره قران باهات موافقم

آرام

سلام به مامان آیدا، خاطره خانم خودمون. منم کتاب شازده کوچولو رو چند بار خوندم ولی کتاب جاناتان رو اصلا نخوندم! علایق دیگه ات خیلی برام جالب بود! خودتو اذیت نکن و در آرامش باش بانو

النگ

کتاب جاناتان عالیه منم چند باری خوندمش البته نه 30 -40 بار ولی شده یه فیلمو چند دهه بار ببینم !! [نیشخند] منم هروقتی که پیش بیاد و بخام قران بخونم ترجمه شو میخونم یعنی واسه دعا خوندنم همینجوره برام ملموس تره ..اینجوری بیشتر دوس دارم بی صبرانه منتظر دیدن البوم سکه ها هستم !![نیشخند]

دختری از جنس دریا

سلام عزیزم.خوبی؟سلامتی؟خوشی؟ انشاالله که اینطور باشه منم باهات موافقم....نمیدونم چرا حس و حال وبلاگ نویسی کم شده...چون خودمم اینطور شدم بدونه اینکه بدونم چرا!!! ولی خوشحالم که تو هستی،که تو مینویسی..امیدوارم بعد از بدنیا اومدن آیدا کوچولو هم همینطور باشه.... و ممنون بابت گفتن کتابهای مورد علاقه ات... مواظب خودت باش....در پناه قرآن [قلب]

دختری از جنس دریا

سلام عزیزم.خوبی؟سلامتی؟خوشی؟ انشاالله که اینطور باشه منم باهات موافقم....نمیدونم چرا حس و حال وبلاگ نویسی کم شده...چون خودمم اینطور شدم بدونه اینکه بدونم چرا!!! ولی خوشحالم که تو هستی،که تو مینویسی..امیدوارم بعد از بدنیا اومدن آیدا کوچولو هم همینطور باشه.... و ممنون بابت گفتن کتابهای مورد علاقه ات... مواظب خودت باش....در پناه قرآن [قلب]