اسباب کشی

اسباب کشی
ورود شما به اسباب کشی را خیر مقدم عرض می نماییم.
به دلیل بروز بودن سایت لطفا از سایر صفحات وب هم دیدن نمایید.

تبلیغات هزینه نیست بلکه زمینه سازی برای معرفی وب خود به دیگران و درآمد زایی برای شماست .

نويسندگان
علی بابازاده
موضوعات وب
آهنگ(۱۳)
دانلود(۱٢)
عکس(٧)
موزیک(٥)
بهار(٥)
دانلود آهنگ(٥)
گزارش(٤)
هنر(٤)
آهنگ جدید(٤)
تصاویر(۳)
جدید(۳)
دولت(۳)
المپیک(۳)
خبر(۳)
بیماری(٢)
درمان(٢)
فوتبال(٢)
ایران(٢)
تیم(٢)
الف(٢)
رژیم(٢)
بدن(٢)
تتلو(٢)
واکنش(٢)
ریو(٢)
نیوز(٢)
میگنا(٢)
پونک(٢)
امیر تتلو(٢)
بهار نیوز(٢)
بهار خبر(۱)
به گزارش(۱)
مثل شیر(۱)
حامد همایون(۱)
آهنگ جدید حامد همایون(۱)
دانلود آخر شب(۱)
آهنگ همایون(۱)
موزیک جدید(۱)
علیشمس(۱)
مسعود صادقلو(۱)
سیروان(۱)
اردلان طعمه(۱)
حالم بده(۱)
مهدی احمدوند(۱)
مهدی جهانی(۱)
آلامتو(۱)
مگه(۱)
داعش(۱)
گرام(۱)
غذایی(۱)
نود(۱)
بازیکن(۱)
نیمه گمشده(۱)
پزشکی و سلامت(۱)
شکم(۱)
متن آهنگ(۱)
یوفا(۱)
خسروی(۱)
فال روزانه(۱)
دانلود موزیک(۱)
دانلود کتاب(۱)
وارث(۱)
دفاع(۱)
قاب عکس(۱)
آخر قصه(۱)
شادمهر(۱)
لاغری(۱)
میهن(۱)
متن(۱)
تنهام(۱)
خبری(۱)
نقل(۱)
مگه میشه(۱)
خرید کتاب(۱)
اقتصاد(۱)
هاشمی(۱)
غذا(۱)
کنکور(۱)
مرگ(۱)
بلاگ(۱)
کتاب(۱)
فیلم(۱)
اخبار(۱)
بازیگر(۱)
همایون(۱)
جهان(۱)
رفسنجانی(۱)
کشور(۱)
آلمان(۱)
آمریکا(۱)
گوشی(۱)
تبلیغات


سلام دوستان عزیزم .

امیدوارم ایام به کامتون شیرین باشه . نوشتن برای من سخت شده ..چون ذهنم پر از حرف هست ولی نمی دونم از کجا شروع کنم .

کارهای دخترک همچنان رو هواست و من همچنان مردد ام. همسر جان داره به خودش میاد که بعله یه مسافر کوچولو در راه داریم . تا به امروز هیچ کاری در حق اش نکرده بود و امروز خدا رو شکر متحول شده ..

 البته بیشتر وسایل شخصی خودش را مرتب کرده .

عوارض بارداری در من به نهایت خودش رسیده . وردم دست و پا و در مفاصل .. دندون عقلی که خراب شد و سه روز پیش کشیدم .بی خوابی های شبانه و روزانه ..

بیشتر از 2 ساعت نمی تونم بخوابم سریع بدنم خشک می شه و دردناک/

سوزش و ترش کردن معده ..کمردرد و زانو درد مداوم ...

 اینها رو به عنوان غرغر نمی نویسم .به هر حال هر چیزی در زندگی بهایی دارد و بهای مادر شدن هم رنج است .

24 اسفند قرار است مادر شوم و از خدا می خواهم این اتفاق زودتر نیفتد چون من اصلا آمادگی اش را ندارم .

الان وضعیت خانه ما کمی بیشتر از بازار شام است به هم ریخته و شلوغ و دیشب به مصطفی می گفتم که از این ها عکس بگیر تا یادمان باشد چه بودیم و چه شدیم ..

قفسه های کتابخانه از اتاق آیدا خانم به پذیرایی منتقل ششده و الان پذیرایی ما یک کتابخانه تمام عیار است .

همسر جان علاثه عجیبی به کوزه دارد و خانه ما  انگار انبار مرکزی موزه ملی سفال  ایران است.

اونقدر اتاق آیدا به هم ریخته و داغونه که می ترسم برم تو اتاق و گیر کنم .

این روزا چند بار تعادل جسمی ام به هم خورد و افتادم . خدا به خیر بگذراند با این حواس نا جمع ما..

تا بعد دوستان گلم .

سه‌شنبه ۱۳٩۳/۱۱/۱٤ | ٦:۳٠ ‎ق.ظ | خاطره | نظرات ()

امکانات وب