یک شب پاییزی دیگر.. - اسباب کشی

اسباب کشی
ورود شما به اسباب کشی را خیر مقدم عرض می نماییم.
به دلیل بروز بودن سایت لطفا از سایر صفحات وب هم دیدن نمایید.

تبلیغات هزینه نیست بلکه زمینه سازی برای معرفی وب خود به دیگران و درآمد زایی برای شماست .

نويسندگان
علی بابازاده
موضوعات وب
آهنگ(۱۳)
دانلود(۱٢)
عکس(٧)
موزیک(٥)
بهار(٥)
دانلود آهنگ(٥)
گزارش(٤)
هنر(٤)
آهنگ جدید(٤)
تصاویر(۳)
جدید(۳)
دولت(۳)
المپیک(۳)
خبر(۳)
بیماری(٢)
درمان(٢)
فوتبال(٢)
ایران(٢)
تیم(٢)
الف(٢)
رژیم(٢)
بدن(٢)
تتلو(٢)
واکنش(٢)
ریو(٢)
نیوز(٢)
میگنا(٢)
پونک(٢)
امیر تتلو(٢)
بهار نیوز(٢)
بهار خبر(۱)
به گزارش(۱)
مثل شیر(۱)
حامد همایون(۱)
آهنگ جدید حامد همایون(۱)
دانلود آخر شب(۱)
آهنگ همایون(۱)
موزیک جدید(۱)
علیشمس(۱)
مسعود صادقلو(۱)
سیروان(۱)
اردلان طعمه(۱)
حالم بده(۱)
مهدی احمدوند(۱)
مهدی جهانی(۱)
آلامتو(۱)
مگه(۱)
داعش(۱)
گرام(۱)
غذایی(۱)
نود(۱)
بازیکن(۱)
نیمه گمشده(۱)
پزشکی و سلامت(۱)
شکم(۱)
متن آهنگ(۱)
یوفا(۱)
خسروی(۱)
فال روزانه(۱)
دانلود موزیک(۱)
دانلود کتاب(۱)
وارث(۱)
دفاع(۱)
قاب عکس(۱)
آخر قصه(۱)
شادمهر(۱)
لاغری(۱)
میهن(۱)
متن(۱)
تنهام(۱)
خبری(۱)
نقل(۱)
مگه میشه(۱)
خرید کتاب(۱)
اقتصاد(۱)
هاشمی(۱)
غذا(۱)
کنکور(۱)
مرگ(۱)
بلاگ(۱)
کتاب(۱)
فیلم(۱)
اخبار(۱)
بازیگر(۱)
همایون(۱)
جهان(۱)
رفسنجانی(۱)
کشور(۱)
آلمان(۱)
آمریکا(۱)
گوشی(۱)
تبلیغات


یه شب سرد پاییزی وقتی به شوفاژ تکیه دادی و پشتت گرم شده و دلت به یاد حرفای امروز ظهر همسرت گرم .. دنیا بسیار زیباتر می شه..

چند وقت پیش همسرم یه آینه قلمکاری شده مسوار خرید .خیلی کثیف و سیاه بود . دایره ای و دو تا شمعدون زیبای نحیف داشت..

من از همون اول که توی بازار اصفهان بهم گفت یا بریم گوشواره برات بخرم یا این آینه .. چون چشم آینه رو گرفته بود ..و هی دور می زدیم و بر می گشتیم سر خونه اول یعنی مغازه ای که این آینه رو توش دیده بودیم . گفتم آینه رو می خوام . گوشوار به چه کارم میاد

حالا جالب اینه که ما برای آینه شمعدون ازدواجمون یه آینه شمعدون قلمکاری شده آنتیک و بسیار زیبا سال قبل خریده بودیم . ولی اون به سلیقه مصطفی بود و این به سلیقه من .

 خلاصه خریدیم و امروز من با وجود شکم برآمده و به قولی سنگینم نشستم به تمیز کردن آینه نوک انگشتان دستم خیلی پوست پوست شده و تاول زده . چون تمیز کردن قلمکاری مشبک خیلی سخته ولی همت من و آرمان ذهنی ام باعث شد با جون و دل تمیزش کنم . صبح تا ظهر طول کشید .

اما بسیار بسیار زیبا شد . در واقع تازه رنگ مسی اش مشخص شد . یکدست و تمیز. و منم سریع دو تا شمع توی شمعدونش گذاشتم و عکس گرفتم برای همسری توی وایبر فرستادم . همسرم در محل کار دید و باورش نمی شد اینقدر تمیزش کرده باشم.

 امروز روزی بود که همسر حقوق گرفته بود و در راه برگشت به خانه با یک مینی فرز انگشتی مخصوص تمیز کردن اشیاء ریز برگشت خونه و اون هم هدیه ای برای من بود .

البته من زحمتمو کشیده بودم و آینه تمیز شده بود ولی خب محبت آآقای همسر ستودنی بود . هر چند خیلی از وسایلش به کارم نمی آد مخصوص فرز کاری روی چوب یا شیشه است و برش احجام ولی جالب بود .

 

خب شاید هر زن دیگه ای بود شاکی می شد که 150 تومن برای چی برای یه دستگاه کم کاربرد برای خونه داده .. اما من که طرز تفکر و دیدگاه همسرمو می دونم و می دونم به چه ذوقی اینو خریده فقط تشکر کردم و سعی کردم با مهربونی بهش بگم که خیلی از هدیه اش خوشم اومده .

دیگه اینکه امروز اولین لگد های آیدا رو دریافت کردم سه چهار تا لگد پشت سر هم . خیلی بامزه بود. اصلا هم دردناک نبود..

هنوز براش چیزی نخریدیم. برای من و مصطفی جنس ایرانی و خارجی هیچ فرقی نداره مگر اینه مستقیما با سلامتی فرزندمون در ارتباط باشه مثلا پوشک یا لباسی که مستقیما با تنش در ارتباط باشه حتما بهترین جنس رو می گیریم..

الحمدلله نگرانی هام خیلی کمتر شده و جمعه که منزل پدری همسر بودیم برخورد ها خوب بود در مورد جنسیت کسی حرفی نزد و حتی تبریک هم نگفت و فقط خواهر کوچیکه همسرم آتیش سوزوند که منم بعد سالها با یه اس ام اس که عزیزم دستت درد نکنه فقط مونده بود شما اینو بگی ابراز ناراحتی کردم و اونم در جواب سعی کرد ماس مالی کنه ولی خب به عنوان یه مادر باید بتونم از حقوقم دفاع کنم و اجازه ندم هر کسی از راه رسید به من یا همسرم یا بچه مون توهینی بکنه .

هر چند می دونم که تذکر دادن به خانواده همسرم در مورد مودب بودن و احترام گذاشتن مصداق این عبارت است که نرود میخ آهنی در سنگ

راستی امروز بعد تمیز کاری آینه دوش گرفتم و بعد از مدتها کمی آرایش ملایم کردم و لباسهایی که چند روز پیش خریده بودم رو پوشیدم  و همسری که خونه اومد سورپرایز شد و همش می گفت داف شدی جیگر.. و کلی خندیدیم . روحیه ام خیلی بهتر شد . اصلا آرایش کردن خوبه . به نظر من برای دل خودتون همیشه آرایش کنید و شاد باشید . من که4 ماه بود دست به لوازم آرایشی نزده بودم. بس که دپ بودم ولی خدا رو شکر طلسم شکست

خدا رو شاکرم که روزهای بسیار زیبای پاییزی رو می گذرونم و اسفند معهود منتظر ماست . خدایا انشالله به سلامتی این دوره طی شود تا آیدای عزیزم رو در آغوش بگیرم

یکشنبه ۱۳٩۳/٩/٢ | ۳:٤۱ ‎ق.ظ | خاطره | نظرات ()

امکانات وب