شب جمعه آخر آبان - اسباب کشی

اسباب کشی
ورود شما به اسباب کشی را خیر مقدم عرض می نماییم.
به دلیل بروز بودن سایت لطفا از سایر صفحات وب هم دیدن نمایید.

تبلیغات هزینه نیست بلکه زمینه سازی برای معرفی وب خود به دیگران و درآمد زایی برای شماست .

نويسندگان
علی بابازاده
موضوعات وب
آهنگ(۱۳)
دانلود(۱٢)
عکس(٧)
موزیک(٥)
بهار(٥)
دانلود آهنگ(٥)
گزارش(٤)
هنر(٤)
آهنگ جدید(٤)
تصاویر(۳)
جدید(۳)
دولت(۳)
المپیک(۳)
خبر(۳)
بیماری(٢)
درمان(٢)
فوتبال(٢)
ایران(٢)
تیم(٢)
الف(٢)
رژیم(٢)
بدن(٢)
تتلو(٢)
واکنش(٢)
ریو(٢)
نیوز(٢)
میگنا(٢)
پونک(٢)
امیر تتلو(٢)
بهار نیوز(٢)
بهار خبر(۱)
به گزارش(۱)
مثل شیر(۱)
حامد همایون(۱)
آهنگ جدید حامد همایون(۱)
دانلود آخر شب(۱)
آهنگ همایون(۱)
موزیک جدید(۱)
علیشمس(۱)
مسعود صادقلو(۱)
سیروان(۱)
اردلان طعمه(۱)
حالم بده(۱)
مهدی احمدوند(۱)
مهدی جهانی(۱)
آلامتو(۱)
مگه(۱)
داعش(۱)
گرام(۱)
غذایی(۱)
نود(۱)
بازیکن(۱)
نیمه گمشده(۱)
پزشکی و سلامت(۱)
شکم(۱)
متن آهنگ(۱)
یوفا(۱)
خسروی(۱)
فال روزانه(۱)
دانلود موزیک(۱)
دانلود کتاب(۱)
وارث(۱)
دفاع(۱)
قاب عکس(۱)
آخر قصه(۱)
شادمهر(۱)
لاغری(۱)
میهن(۱)
متن(۱)
تنهام(۱)
خبری(۱)
نقل(۱)
مگه میشه(۱)
خرید کتاب(۱)
اقتصاد(۱)
هاشمی(۱)
غذا(۱)
کنکور(۱)
مرگ(۱)
بلاگ(۱)
کتاب(۱)
فیلم(۱)
اخبار(۱)
بازیگر(۱)
همایون(۱)
جهان(۱)
رفسنجانی(۱)
کشور(۱)
آلمان(۱)
آمریکا(۱)
گوشی(۱)
تبلیغات


سلام دوستان خوبم. انگشتان دستم ورم کرده اند و خارش شدیدی دارند . اما بیشتر از انگشتانم فکرم ورم کرده است و آزارم می دهد .

برنامه خواب روزها و شبهایم به هم ریخته است . اغلب ساعت 10 بی هوش می شوم و ساعت 4 صبح بیدار و خواب از من فرار می کند تا عصر که باز هم بیهوش می شوم .

روزهایم می گذرد و جز شکم بر آمده ام که هر روز تغییر می کند وو سایز بزرگتری را اختیار می کند تغییر دیگری در زندگی من وجود ندارد و اینگونه است که می فهمم پاییز هم دارد تمام می شود وقتی آیدا با شدت تمام خود را در مقابل سرمای هوا جمع می کند می فهمم هوا سردتر شده است و داریم به زمستان نزدیک می شویم. اعتراف می کنم گاهی از بودن ایدا غرق شادمانی می شوم .و ان هم به این دلیل که یک موجودی که در من است و جزئی از من است در همه غم ها و شادی هایم حضور دارد  سعی می کند  با حرکتهایش به نوعی با من ارتباط برقرار کند و من چقدر مادر سنگ دلی هستم که هنوز به او نگفته ام که چقدر دوستش دارم .

بسیار زود رنج شده ام . مثل همیشه و یا شاید بیشتر از قبل  داشتم به صورت رسمی افسرده می شدم که  به پیشنهاد همسر شروع به کاور کردن سکه های آرشیوی ام کردم و کم کم می خواهم بقیه دوران بارداری تبدیل به کلکسیونر بشوم .

خسته ام . و این خستگی 80 درصدش برای بارداری است چون اندکی فعالیت جسمی مساوی کمردرد و دلدرد است . کلا آیدا تنبل است  زیاد تحرک را دوست ندارد . و شاید من دارم او را به این سیستم عادت می دهم .

ارتباطم با خدا این روزها کمی بهتر شده است . اما هنوز آرامش  ندارم .

 دیشب خرید درمانی کردم و روحیه ام بهتر شد و کار به جایی رسید که یادم رفت باردارم و سبد خرید را بلند کردم و یه ان کمر درد شدیدی گرفتم . من سر به هوا هستم .. گاهی فکر می کنم باید بدوم . حسرت دویدن دارم . حسرت راه رفتن های طولانی ..

حالا که مسافت کوتاهی می روم دنبال نیمکتی برای نشستن هستم و اینها را نمی نویسم که گلایه ای باشد بلکه شاکرم ..حتی برای دردها شاکرم.

در بین اسمهایی که مطالعه کرده ام پریا هم بد نیست..  اما آیدا معانی زیباتری دارد .

توکل به حضرت حق .. که هر چه دارم از اوست ..

جمعه ۱۳٩۳/۸/۳٠ | ٢:٤۸ ‎ق.ظ | خاطره | نظرات ()

امکانات وب